10. خطاهاي اين اثر و تصحيح آنها

مجلد اول‌، صفحه‌ٴ 58 و مجلد دوم‌، صفحه‌ٴ ده - دوازده را ببينيد. با وجود تلاش فراوان براي‌ پرهيز از خطا، بايد تعداد آن در اين اثر زياد باشد، چون دليل‌هاي ارتكابش فراوان بوده است‌. يكي از نخستين كتاب‌هايي كه خوانده‌ام‌، به‌نام بدبياريهاي آقاي فضول‌، درباره‌ٴ حادثه‌هايي بود كه‌ براي يك بچه‌ٴ كنجكاو روي مي‌دهد، كه قادر نيست به چيزهايي مانند كبريت‌، قيچي و امثال آن‌ دست نزند. آن روز، نمي‌فهميدم كه با تأليف كتابي از اين نوع مجبور خواهم شد آقاي فضول از نوع عادي‌ترينش بشوم‌، يا به تعبير ديگر چندان "در هر چيزي سرك بكشم تا احتمال سالم ماندن‌ آن بسيار بعيد باشد. مي‌توان انتظار داشت كه موٴلف يك تك‌نگاري‌، عميق‌تر از پيشينيان خود از موضوع مطلع باشد، ولي اين كتاب از چنان تعداد وسيعي از مقوله‌ها گفتگو مي‌كند كه ناچار احتمال خطا زيادتر است‌.
من كوشيده‌ام تا مطالب لازم را هرچه كامل‌تر گردآوري كنم و آنها را هرچه ساده‌تر بازگويم و از تعميم بپرهيزم‌، مگر در فصل‌هاي اول و پانزدهم‌، كه آنها را با روحيه‌ٴ ديگري نوشته‌ام و انتظار مي‌رود خواننده هم با همان روحيه آنها را مطالعه كند. حتي در اين فصل‌ها، تعميم‌ها، احساس‌ها و جهت‌گيري‌ها با وضوح اظهار شده است‌؛ خواننده اگر خواست‌، به آساني مي‌تواند به آنها بي‌اعتنا باشد يا آنها را رد كند.
افسوس‌! همين احتياطي كه در اين اثر اعمال شده خود عامل ازدياد خطا شده است‌. بي‌شك‌، وقتي كتابي سال‌هاي طولاني در دست تدوين باشد، ممكن است موٴلف ناگزير شود اظهارات پيشين خود را در حالي بازنويسي كند كه منشأ آنها را فراموش كرده و بررسي مجددشان‌ ناممكن يا بسيار دشوار است‌.
كسي به اندازه‌ٴ موٴلف نمي‌تواند بي‌آن كه چندان ترديدي داشته باشد، اين همه‌ پژوهش‌هاي جداگانه در مورد موضوع‌هاي فراواني كند كه محققان جوان مي‌توانستند آنها را مسلم بدانند. مثلاً ممكن است گفته شده كه چنين و چنان متني را فلان كس ننوشته‌، چون‌ عقايدي كه در آن اظهار شده با محتواي ساير نوشته‌هايش مغاير است‌، يا به خاطر آن كه‌ نشانه‌هاي ((غيرقابل ترديد)) بينش او را دارا نيست‌. بينش و انشاي شخص -- انسان‌ِ در حال رشد و زنده و نه سنگواره -- در طي زندگي او بارها تغيير مي‌كند؛ نمونه‌هاي فراواني از مدرك‌هاي‌ غيرقابل ترديد اين را ثابت مي‌كند، تجربه‌هاي هر كس اين را تأييد مي‌كند. در جهان سرشار از بي‌ثباتي دليل ثبات بسيار ضعيف است و با اين حال‌، ناقدان دايم از آن استفاده مي‌كنند. آنان‌ چاره‌اي ندارند؛ شايد آن دليل را كنار نگذاريم‌، ولي آن را بايد با احتياط و بدون جزميت‌ غيرلازم به كار گيريم‌.
وقتي سال‌ها صرف تجزيه و تحليل شد، بيش از پيش‌، محتاط شدم و در نتيجه عبارت‌هايي‌